تبلیغات
حقایق پنهان - صهیونیسم و برنامه های كودكان ...
دوشنبه 18 بهمن 1389  07:15 ب.ظ
توسط حقایق پنهان


لابی (گروه فشار) صهیونیسم در هالیوود، در عرصه تولید فیلم ‌های كودكان نیز تا كنون بسیار مؤثر و فعال عمل كرده است. امروز در سراسر دنیا "والت دیزنی " نامی آشناست و بیشتر كودكان شخصیت‌های كارتونی والت دیزنی را به خوبی می‌شناسند. بد نیست بدانیم اولین شخصیت مشهور آثار والت دیزنی: "میكی ماوس " نمادی از همان یهودی سرگردان و بی كس است كه مدام از سوی رقیبان قوی‌ تر تهدید می‌شود و او صرفاً با اتكا به زیركی و چالاكی خویش، بر تمامی دشمنان فایق می‌آید. امروز هم تداوم این شخصیت كارتونی را در انیمیشن "تام و جری " می‌توان مشاهده كرد كه موشی بد جنس و فریب كار با تكیه بر شیطنت ها و ناجوانمردی هایش به طرز اعجاب آوری همیشه بر گربه ای نادان و احمق پیروز می شود. این قبیل آثار در دادن حس اعتماد به نفس به مخاطبان یهودی كه دقیقا مفهوم سمبل "موش " را می فهمند تاثیر به سزایی دارد.
(عبارت "موش كثیف" سالها در اروپا، خطاب به یهودیان گفته می شد.)




مورد دیگر، شخصیت‌ های كارتونی مطرود و گوشه‌گیری هستند كه به دلیل زشت ‌رویی توسط دیگران تحقیر می‌شوند ولی در نهایت این ناتوانی و زشتی با توانایی و زیبایی جایگزین می‌گرد و آن ها بر تمامی مشكلات غلبه می‌كنند و غبطه رقیبان را بر می‌انگیزند. انیمیشن "دامبو، فیل پرنده " در زمره این گروه از آثار است. در این فیلم شاهدیم كه مادر دامبو بر خلاف سایر فیل ها كه كلاهی زنگوله دار بر سر دارند، كلاه عرقچین مانند مخصوص یهودیان را بر سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر می ‌برد! و خود دامبو هم طی عملیاتی در سیرك پرچمی را كه به پرچم رژیم اشغالگر قدس بی‌شباهت نیست به اهتزاز در می‌آورد.

كارتون "جوجه اردك زشت " هم كه شخصیت گوشه گیر و آواره و زشت روی فیلم نامه تبدیل به قوی زیبایی می شود و در پایان فیلم به سمت خورشید می رود، از همین كلیشه پیروی می كند و نماد یهودی تنها و مطرودی است كه با رفتن به سمت سرزمین موعودش به سعادت رسیده است. "عبارت رفتن به سمت خورشید در تورات آمده و در بین یهودیان رایج است كه منظور از آن بازگشت به سرزمین موعود است. "

كارتون های بسیاری هم مروج زندگی و اخلاق غربی هستند و سعی دارند خصوصا شرقی ها را شیفته و هضم شده در روش های غربی نشان دهند و با این الگودهی مخاطبان را به سمت ارزش های دنیوی یهودی- آمریكایی بكشانند؛ مثلا در سری جدید كارتون سند باد (افسانه هفت دریا) شاهد آنیم كه فضای شرقی مجموعه های پیشین مبدل به فضایی خشونت بار و پر زد و خرد شده است. مثلا در صحنه ای كه سند باد از پشت سكان كشتی كنار می رود، با هفتاد ضربه شمشیر و خون ریزی بسیار، كنترل كشتی را به دست می گیرد. شدت خشونت در این فیلم آن چنان زیاد است كه حتی دریا با خون افراد سرخ می شود و مثل بسیاری از فیلم های جدید غربی لشگری از شیطانك ها و دیوها با سند باد و نامزد خشن و مبارزطلب او "مارینا " و دوست وفادارش "كیل " می جنگند. حتی دیالوگ ها هم خشونت بار است. جالب است كه نویسنده این فیلم "جان لوگان " در كارنامه خود اثری پر برخورد چون "گلادیاتور " را دارد. در این محصول والت دیزنی هم "میشل افایفر " یهودی به جای "اریس " خدای جنگ صحبت می كند. در این فیلم سند باد بر خلاف گذشته ظاهری كاملا غربی و بی هویت گرفته كه در نقش یك دزد دریایی قهار باید از هفت دریا عبور كند و كتاب صلح را از خدای جنگ (اریس) بدزدد و شهر و شاهزاده را از خطر نابودی نجات دهد. جریان در شهر "سیراكیوس " كه شاهزاده عادلی به نام "پروتئوس " در آنجا حكومت می كند، اتفاق می افتد. در این فیلم از علاء الدین و علی بابا هم خبری نیست.

در كارتون "لوك خوش شانس " گانگستری سفید پوست كه نماد كلانتر و قانون اومانیستی آمریكایی است و همیشه ورد زبانش تنهایی و غریبی و آوارگی خودش می باشد، با چهره و اخلاقی نیكو (كه با وجود اسب بذله گویش "سالی " و سگ خنده رویش "بوشویك " جذابیت دوچندانی می یابد) همیشه در جستجوی مجرمان و تبهكاران است و هیچگاه با شكست روبرو نمی شود. در بعضی از قسمت های آن شاهدیم كه لوك متمدن و مهربان، فرشته نجات سرخپوستان ساده لوح و مردمی از فرقه های مذهبی خرافی می باشد و اگر نبود لوك، جنگ قبیلگی و ظلم و تبهكاری همه جا را فرا می گرفت.



بالاخره برای ما هنوز جای این سوال
باقی است كه خانه لوك كجاست؟ و چرا همیشه در پایان غرور انگیز پیروزی هایش در غروبی زیبا به سمت خورشید (نماد سرزمین موعود در كتاب مقدس) می رود
! بالاخره فسادها و جرم های فراوان و رو به رشد موجود در غرب را ببینیم یا حرف كارگردان "لوك " را گوش بدهیم.



در بسیاری از فیلم ها و كارتون های پلیسی هم جای این سوال باقی است.
 
در كارتون "گالیور " هم می بینیم سفید پوست بزرگی با سمبل ها و مدل های مو و لباس نژاد انگلیسی- آمریكایی به جزیره آدم كوچولوها (جهان شرقی) می رود و این كوچولوهای بی دفاع بر قدرت مادی و مغز پرجولان گالیور تكیه كرده و دشمنان خود را شكست می دهند و بدون حضور گالیور شكست آنها قطعی بود.

در فیلم "رابینسون كروزوئه " هم شاهدیم سفید پوستی انگلیسی تبار كه كشتی اش شكسته و در جزیره ای تنها مانده است با سیاه پوستانی بی تمدن و وحشی و آدم خوار رو برو می شود كه یكدیگر را قربانی كرده و می خورند؛ اما رابینسون پرعاطفه و دل نازك یكی از این بی تمدن ها را به نام "جمعه " از دست قبیله آدم خوار و سبك مغزش نجات می دهد و جمعه در اثر همنمشینی با این یار مهربان " با سواد " می شود و به سمت تمدن و پیشرفت حركت می كند و به تدریج تمام آن مردم عقب مانده به شیوه های زندگی و معاشرت رابینسون ایمان آورده و آن قهرمان بزرگ را به عنوان رهبر و منجی عزیز خود می پذیرند و به سبك او زندگی می كنند. آیا غلوآمیزتر از این هم می شد تمدن غرب را به عنوان تنها سرور و راهبر جهانیان در حال پیشرفت و به اصطلاحِ غربی ها "جهان سومی "، معرفی كرد یا نه؟

نگره صهیونیستی حاكم بر آثار والت دیزنی، بعضاً به تولید انیمیشن ‌ها و فیلم های تاریخی در خصوص زندگی انبیای الهی منجر شده كه سه كارتون: "كشتی نوح، زندگی حضرت موسی و زندگی حضرت یوسف " علیهم‌ السلام از آن جمله‌اند. در تمامی این آثار، بر اساس قصص تورات، روایات تحریف شده‌ای از زندگی انبیای اولوالعزم ارائه شده است كه شأن و منزلت و عصمت این بزرگ مردان را در ذهن مخاطب پائین می آورد و رواج سكولاریسم (جدایی دین و دنیا) و مادی گرایی را تسریع می كند. جالب توجه آنكه در برخی از این آثار، شخصیت‌ های اصلی انیمیشن با صدای مشهورترین ستارگان یهودی سینما سخن می‌گویند! مثلاً در انیمیشن "پرنس مصر " كه روایتگر زندگی حضرت موسی علیه‌السلام است، "وال كیلمر " به جای موسی علیه‌السلام، "میشل اِفایفر " به جای همسر و "ساندرا بولاك " به جای خواهر او صحبت می‌كنند. همچنین در تیتراژ پایانی این انیمیشن پر هزینه اسامی مشهور دیگری (از بازیگران یهود هالیوود) می‌توان دید كه صدای آنها برای بسیاری از تماشاگران غربی خاطره‌انگیز و آشناست.

علاوه بر انیمیشن، در عرصه فیلم كودك نیز هالیوود از تعدی صهیونیست ها مصون نمانده و كلیشه‌ های خاصی در قالب فیلم كودكان، طی چند دهه اخیر مدام تكرار شده‌اند. مثلاً كلیشه كودك محروم مانده از میراث اجدادی یا جدا افتاده از آغوش گرم مادر كه هر یك به نوعی تداعی‌گر یهودی مظلوم و به دور مانده از سرزمین مادری خویش‌اند. در این قبیل داستان ها از پیام هایی كه در كتب مقدس یهودیان آمده است و مخاطب یهودی و بسیاری از غیر یهودیان به راحتی می فهمند كه منظور از آن چیست استفاده می شود. یهودیان اسراییل را مادر قوم خویش می دانند و اینكه شهر یا منطقه ای به انسان تشبیه شود، درجای جای تورات آمده است.

داستان " هاچ زنبور عسل " هم به كودك یهودی می فهماند كه باید به دنبال مادر زیبا و نورانی خویش باشی و همه غیر یهودیان موجوداتی مخوف، بدجنس و حتی بد بو هستند كه می خواهند او را از بین ببرند. این داستان به كودكان غیر یهودی هم این پیام را القاء می كند كه دیگران دشمنان و موانع رسیدن او به هدفش هستند و در مجموع حس اعتماد به دیگران را در كودك از بین می برد.

كلیشه كودك شیطانی كه با زیركی بر دشمنانی كه قصد تجاوز به خانه و كاشانه او را دارند، فایق می‌آید و آن ها را به سختی مجازات می‌كند هم شبیه مورد قبلی است.

برخی از آثار انیمیشن نیز محملی برای پیام‌ های سیاسی هستند. مثلاً در كارتون "شیر شاه " ردپای نزاع دو ابرقدرت طی سال‌های جنگ سرد و آشتی مجدد نسل‌ های آتی بعد از فروپاشی نظام كمونیستی در شوروی سابق به وضوح مشهود است. توضیح اینكه شیر نماد سلطه جهانی یهود است و در تورات آمده است: " و بقیه یعقوب، در میان امت ها و قوم های بسیار مثل شیر در میان جانوارن جنگل و مانند شیر درنده در میان گله های گوسفند خواهند بود كه هنگام عبور پایمال می كند و می درد و كسی نمی تواند مانع او شود. قوم اسراییل در برابر دشمنانش خواهد ایستاد و آنها را نابود خواهد كرد. "

  against-zionism.mihanblog.com